بررسی تفاوت بیولوﮊیک دو جدایه‌ ایرانی Bacillus thuringiensis از استان‌های یزد و بوشهر بر روی کرم قوزه‌ پنبه Helicoverpa armigera (Hubner)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، گروه حشره‌شناسی، تهران، ایران

2 موسسه تحقیقات گیاهپزشکی کشور، بخش تحقیقات کنترل بیولوژیک، تهران، ایران

3 پژوهشکده بیوتکنولوژی کشاورزی ایران، کرج، ایران

4 استادیار، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ورامین- پیشوا، دانشکده کشاورزی، گروه گیاهپزشکی، ورامین، ایران

چکیده

باکتری (Bacillus thuringiensis) به ‌عنوان یکی از مهم­‌ترین باکتری­‌های بیماری­‌زا از خانواده‌ Bacillaceae بوده که به‌ عنـوان جایگـزین عملـی سموم شیمیایی به­صورت عامل بیولوژیک مؤثر در کنترل بسیاری از حشرات به­کار می‌­رود. پتانسیـل­‌های متفـاوت این باکتـری بر روی حشرات مختلف ناشی از تنوع سروتایپ‌­ها و نیز تنوع سویه‌­ها می­‌باشـد. کـرم قـوزه ‌پنبه Helicoverpa armigera (Lepidoptera: Noctuidae) آفت خطرناک پنبه و دارای میزبان­‌های متعدد است. در این تحقیق میزان مرگ و میر لارو­های کرم قوزه بر اثر دو جدایه بومی Btکه از مزارع استان­های یزد (YD5) و بوشهر (BR4) جدا­سازی شده بودند، برآورد گردید. سپس مقدار LC50 هر جدایه برای لارو­های نئونات محاسبـه شـد. از جدایـه تجاری Dipel به عنوان شاهد آزمایش استفاده گردید. تحت آزمایش زیست­سنجی LC50 برای جدایه‌ Dipel، 2864/68 اسپور بر هر میلی­‌لیتر، برای جدایه‌ YD5، 106×48 اسپور بر هر میلی­‌لیتر و برای جدایه‌ BR4،1012×77 اسپور بر هر میلی‌­لیتر نشان­‌دهنده‌ میزان کارائی این ایزوله­ها بود. نتایج این تحقیق نشان داد که جدایه YD5 از کارایی نسبتاً بالا­تری در مقایسه با دیگر جدایه ایرانی برخوردار است.

کلیدواژه‌ها